|
دوشنبه 1384/12/29
آمد بهار خرم ...
آمد بهـار خـــــــرم و آمد رسول یـار ماییم و کهنه دلقی و یاران در انتظار
سلام بر بهار نام حسین(ع)! سلام بر بهار مهربانی و مهربانان! سلام بر آرامش و دوستی! سلام بر عشق! ... و سلام بر شما مهربانان گرامي و ياران همراه: استاد حميد متبسم و جنابان مختاباد، خلیفه لو، ناصح پور، مؤمن لو، علي شاپور، رضا كلانتري مدير محترم سايت persianartmusic، مديران محترم سايت هاي سل و هنر و موسيقي، اميرحسين سام، دوستانم اميد خان سپاهان، آقا عطا نويدي، امير خان(دل آواز)، آقا محمد (هنر ايراني) و محمد آقای(موسيقي سنتي)، آقا علي رضا(تحرير)، آرش، فرشيد احمدي، كيهان، سياوش تي، آقا محسن، محمدرضا آفريده، حيران، سركار خانم ها ساغر، فرزانه، هنگامه، مرجان و دوستانم در مجموعه هاي گلواژه هاي ايراني، تنبور مست و تنبور شمس، مضراب، آيه هاي زميني، سياه مشق، شبان عاشق، شور(عشقی) و ... و ... و ... همه عزيزاني كه همكار و همگام با "نواهاي ايراني" سالي را سپري كردند و مهرباني خويش را از بنده دريغ نفرمودند. حق، يارتان باشد و دست علي، به همراهتان.
تقارن بهار نام حسين(ع) و بهار طبيعت بر همه بزرگواران و عزيزان ميمون و خجسته باد.
+ ساعت: 21:5 
شنبه 1384/12/27
نمایشگاه مطالب
نمایشگاه مطالب وبلاگ "نواهای ایرانی" وبلاگ نويسي ميداني براي بروز خلاقيت ها خیلی زود، از آغاز به کار وبلاگ نواهای ایرانی گذشت و در این مورد، با همراهی شما مهربانان هنرور،چیزی حدود ۳ماه گذشت و در این مدت، با وجود مشغله فراوان، آن چه که نوشتم، جز حد توانایی ام نبود و بدیهی است که هنوز در ابتدای راه هم نیستم، چرا كه "بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی". اما وبلاگ ها غیر از آن چه که به تمرین نویسندگی برمی گردد، محلی هستند تا اندیشه هایمان را به راحتی و بدون آن که مانعی داشته باشیم، در معرض عام و خاص قرار دهیم تا امكان استفاده از نظرهای درست و اصولی آنان را هم داشته باشیم. وقتی به فهرست اسامی وبلاگ نویسان، از همه گروه های فکری سیاسی گرفته تا گروه های هنری و ادبی نگاه می کنیم، به اهمیت کار بیش از پیش پی می بریم: دکتر مهاجرانی، محمدعلی ابطحی، ابوالحسن مختاباد، پیمان ناصح پور، نیک آهنگ کوثر، حسین علی شاپور، رضا عطاران، علي مؤمن لو و ... خيلي هاي ديگر كه بنده موفق به ديدن وبلاگ آنها نشدم يا اطلاعي از بهره مندي آنان از وبلاگ ندارم. اما به همان ليست كوچك كه بنگريم، طيف وسيع ايده ها و انديشه ها و رده هاي سني را مي توانيم متوجه شويم. آن چه كه گفته شد، نماي كلي از وبلاگ نويسي بود. اما وبلاگ ها و وبلاگ نويسان به همان اندازه كه به عنوان منبع صدور فكر و انديشه والا مي توانند باشند،- توجه كنيم كه انديشه والا را تنها كامل بودن مطالب از لحاظ فني و نگارشي نبايد بدانيم، چرا كه نفس عمل و فكر مهم است و مسلم است كه در صورت ادامه، آن مسأله هم با تمرين و مطالعه بيشتر بهبود خواهد يافت. - به همان اندازه هم به عنوان محلي براي پوشاندن ضعف ها و ناتواني هاي حاصل از كمبودهاي عاطفي و اجتماعي مي توان دانست كه متأسفانه اين گونه وبلاگ ها كم هم نيستند. نگاهي گذرا به بخش فهرست وبلاگ ها، اين مورد را بيشتر نشان مي دهد. انديشه هاي واهي و بي هدفي مهم ترين خصيصه نمونه هاي مورد نظر است. در عين حال شايد گذراندن وقت براي نوشتن چنين وبلاگ هايي خيلي بهتر از گذراندن وقت در بيرون از خانه و در نتيجه رسيدن به شرايط نامطلوبي است كه به خصوص نوجوانان و جوانان را تهديد مي كند! اما خوشحالم كه در ميان دوستاني حضور دارم كه دوستي با آنان از اين راه، مايه دلگرمي و مباهات است و از آن طرف با عزيزاني مرتبط شدم كه پيش از اين به آنان دسترسي نداشتم، هم چون جناب مختاباد، برادر گرامي هنرمند آوازخوان كشورمان، جناب عبدالحسين مختاباد. واضح است كه اين هم يكي ديگر از فوايد مهم و ارزشي وبلاگ نويسي است كه دسترسي به آن از راه هاي ديگر، شايد به اين راحتي نباشد. جناب ناصح پور هم كه دوست چند ساله بنده هستند و حضورشان در اين عرصه، ارتباط فكري ما را زيادتر خواهد كرد. در اين ميدان جديدي كه حاصل گسترش روزمره فناوري در جهان امروز است، عنصرهاي مهمي چون خلاقيت، پژوهش، واقع بيني و اعتماد به نفس را از مهم ترين عامل هاي موفقيت يك وبلاگ بايد به حساب آورد. البته شايد واقع بيني بيش از حد هم كمي به ضررمان تمام شود! به هرحال آن چه كه در پي مي آيد، فهرست مطالبي است كه در اين سه ماه در "نواهاي ايراني" و قبل از آن، "ايران آوا" كار شد كه اميدوارم مثمر به ثمر واقع شده باشد. دست يكايك شما عزيزان را در دست مي فشارم و مي گويم كه به راهنمايي هاي همه تان نيازمندم. يا حق.
+ ساعت: 19:0 
جمعه 1384/12/26
فقدان استاد تجويدي
استاد تجویدی درگذشت، امّا ما ...چرا در اعلام خبرهای تأسف برانگيز، پيش قدم مي خواهيم باشيم؟
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک دوسه روزی قفسی ساخته اند از بدنم تأسف برانگيزترين خبري كه مي شد در اين روزها در مورد موسيقي شنيد، خبر فوت پير موسيقي ايران، استاد علي تجويدي بود كه "شوق كودكي اش" را هنوز هم در آخرين آثارش كه همه برآمده از دل بود، مي شنويم. هنوز هم صدايش را در گوشم دارم كه گفت: بسيار خب. باشد. بگذار بهتر شوم و بهتر شد...رفت! براي هنرمند اهل دل سراي باقي مهم است و نه، سراي فاني. من مي خواستم "آواي هنرمندان موسيقي ايران زمين"را با او و استاد كسايي شروع كنم. استادي كه جوابش، به من جوان، اميدواري داد كه كار را جدي تر دنبال كنم. همين كه با همه ناتواني جسماني گفت: باشد؛ يعني همه چيز! حال اگر مي خواستم به جواني بگويم، آن وقت ...!!اما ما ايراني ها غير از آن چه كه در مبحث قبلي بيان شد، در اعلام خبرهاي بد هم دوست داريم كه از همديگر سبقت بگيريم! "فلاني تصادف كرده است." زود بدويم به اين و آن خبر بدهيم كه مبادا جايزه از دستمان بپرد! "فلاني فوت كرده است." زود گوشي تلفن را برداريم و به عالم و آدم خبر دهيم كه مبادا از دستمان در برود! ..و حالا بزرگ موسيقي ما بار سفر را بسته و از ميان ماها رفته است. چه زوذ خبر را پخش گرديم كه چه بشود؟ نتيجه اش چيست؟ مگر خبر مرگ مايه آرامش است كه چنين مي كنيم؟ پس خبرگزاري را براي چه گذاشته اند؟ همان بس است. آنها مسابقه دارند، چون وظيفه شان هست؛ امّا ما چنين وظيفه اي نداريم. تنها وظيف ما، ادامه راه اين بزرگان است و بس. در اين زمينه چه كرده ايم و چه ها نكرده ايم؟ به راستي كه ماها مرده پرستيم. جناب مولانا چيزي مي دانسته است كه سروده: چرا مرده پرست و خصم جانيم؟! شايد دوستانم از بنده دلخور شوند، امّا ترجيح مي دهم دوستانم دلخور شوند تا اين كه مسايل مهم را مد نظر نداشته باشيم. بايد عاشق تر باشيم. استاد تجويدي هم عاشق بود. مگر مي شود كه هنرمند عاشق نباشد. اين آهنگ استاد تجويدي را گوش داده ايد؟: دل آرامي يا بلاي مني قبله عشقي يا ...الي آخر البته چون خواننده اش مرد نيست، به ناچار براي احترام به حريم هاي ملّي، اسم نمي آورم. امّا چقدر اين كار زيبا است و پر حس. در اصل از كارهاي متفاوت استاد تجويدي است؛ يعني رنگ و بوي متفاوتي نسبت به ديگر كارهاي ايشان دارد. پر از عشق است و پر از سهل و ممتنع ها! مثل آثار سعدي. تجويدي عاشق بود، مگر كسايي نيست؟ مگر شجريان نيست؟ مگر ما نبايد باشيم؟ اگر نباشيم كه اهل هنر بودنمان بي معني است. عنصر مردم پسند بودن، نه به معناي سطحي بودن به درستي لايق آثار استاد تجويدي است. براي كساني كه مي خواهند اثر مردم پسند ارايه نمايند، توصيه اين است كه به جاي حرف زدن، خلاقيت ها و حس و حال كارهاي استاد علي تجويدي را بياموزند كه والاترين نمونه آثار مردمي را به ملت هديه نمودند. بحث را ادامه نمي دهم. اميدوارم كه باعث رنجش خاطر دوستان نشده باشم. هنر بيش از آن چه كه به احساس مادوني و هيجانات زودگذر بشري مربوط باشد، به منطق و حس ماورايي نيازمند است. مي دانم كه همه بهتر از من مي دانند و بنده فقط يادآوري نمودم. هنگام خوابيدن، هم بنده به حرف هايم فكر مي كنم و هم شما فكر كنيد. اما مشغول رانندگي كه بودم و هم چنان در فكر آخرين صحبتم با استاد تجويدي، ناخودآگاه چند بيتي به ذهنم آمد و ملهم از گوشه ديلمان دشتي و حسيني شور در ذهنم جرقه اي خورد كه تا به خانه رسيدم، آن را ضبط كردم. ان شاا... فردا آن را در وبلاگ قرار خواهم داد. اما این گونه شروع می شود: سازی که در دست تو بود با عاشقی دل می سرود هر غم به رقص آواز کــــــرد تا عاشقی پرواز کــــــرد...
+ ساعت: 0:5 
چهارشنبه 1384/12/24
تقدس گرایی
تقدس گرایی نکنیم. ما آدم های این سرزمین، یعنی ایران، یا نصف لیوان آب را می بینیم یا پرش را هم زیادی پر می بینیم! اگر از چیزی یا کسی بخواهیم تعریف و تمجید کنیم، آن قدر آن را بالا می بریم که به عرش می رسد یا اگر هم خواستیم بکوبیمش، آن را چنان می کوبیم و به زمین می زنیم که آن سرش ناپیدا! به هر حال شاید این جزیی از فرهنگ ما شده باشد و بخشی جدایی ناپذیر از وجود ما.
+ ساعت: 9:39 
|
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
Technorati Profile
تعداد کاربران حاضر: