X
تبلیغات
نواهای ایرانی
تاريخ : یکشنبه 1391/07/23 | 18:54 | نویسنده : ع. زارعی

اجرای گروه موسیقی رهاورد پارسیان در آلمان در مراسم یادروز حافظ

    گروه موسیقی مؤسسه فرهنگی، هنری رهاورد پارسیان شیراز که سال گذشته به عنوان نخستین گروه ایرانی موفق به اجرای موسیقی ایرانی روی دیوار بزرگ چین شده بود، امسال نیز با حضور خود در مراسم یادروز حافظ در شهر وایمار آلمان، شب های پر از شور و نشاط فرهنگ و ادب ایرانی را در خارج از کشور رقم زد. اعضای گروه را عبدالرضا زارعی(سرپرست اجرایی و خواننده)، مهدی ترحمی (سرپرست فنی و نوازنده سنتور)، مهدی بناکار (نوازنده تمبک و دف)، محمدعلی امامی (نوازنده نی)، عباس جعفری (نوازنده کمانچه)، مسعود تورع (نوازنده تارباس و تمبک) و عباس فروتنی (نوازنده تار) تشکیل می دادند. در این اجرا تمام قطعات با کلام بر روی اشعار حافظ ساخته شده بود. همچنین در بخش کوتاه پایانی شب دوم اجرا که سفیر ایران در آلمان نیز به آن دعوت شده بود، گروه به منظور معرفی موسیقی بومی فارس، به اجرای قطعات محلّی پرداخت که بسیار مورد توجه قرار گرفت. این برنامه به همت خانه ایران در وایمار به مدیریت پیروزان محبوب و با حمایت شورای عالی ایرانیان مقیم خارج از کشور از تاریخ 4 تا 6 اکتبر 2012 در وایمار برگزار شد. یادآور می شود وایمار، محل حضور بزرگان فرهنگ و ادب آلمان نظیر گوته، نیچه، شوپنهاور و باخ بوده است و به واسطه ارادتمندی گوته به حافظ، از چهار سال قبل، هر ساله در ماه اکتبر (مهر) مراسم یادروز شاعر شهیر ایرانی، خواجه حافظ شیرازی در این شهر اجرا می شود. همچنین این گروه با حضور در محل رادیوی آلمان در شهر وایمار، به اجرای زنده موسیقی ایرانی پرداخت. سومین شب اجرای گروه رهاورد پارسیان در محل قدیمی اجتماعات کتابخانه مرکزی شهر وایمار با حضور فرهیختگان شهر و در برنامه شب شعر این شهر بود که با اجرای متفاوت از شب اول و دوم که در بخش آوازی به صورت بداهه بود، صحنه های زیبایی از تأثیرات عاطفی هنر ناب ایرانی بر مردمان دیگر کشورها را به نمایش گذارد. یادآور می شود که روزنامه های آلمان در شهر وایمار نیز تصاویری از این گروه و اجرای آن در صفحات خود به چاپ رساندند. 

لینک تصاویر:

http://iranava.persiangig.com/image/536312_4757999986936_111723291_n.jpg

http://iranava.persiangig.com/image/400782_10151124680756144_1711612422_n.jpg

http://iranava.persiangig.com/image/486855_4775348460637_1262163070_n.jpg

http://iranava.persiangig.com/image/560441_4768615892327_1982746094_n.jpg

http://iranava.persiangig.com/image/_DSC8241.jpg



تاريخ : سه شنبه 1390/10/20 | 13:36 | نویسنده : ع. زارعی

        آنهایی که برحسب تحقیق و پژوهش و مقایسه هرچند مختصر به بررسی آوازهای قدما پرداخته اند، نیک می دانند که آواز ایران، هرچند به مرور زمان، با تکامل و دگردیسی های نسبی مثبت و سازنده مشخص روبرو بوده، اما چندان با مقوله نوگرایی و نواندیشی همراه نبوده است. نام هایی چون طاهر زاده، اقبال آذر، قمر و ظلّی از آن دسته نام های ماندگار است که بر تارک آواز ایران خواهد درخشید. گروهی آوازخوان برجسته زمان خود و گروهی هم مؤثر بر آواز زمان خود و بعد از خود بوده اند. اما نگاه گذرگونه بر آوازهای نیمه نخست قرن اخیر، نشان می دهد که مرحوم غلامحسن بنان، پرچمدار تحرّک و تغییر در بیان آوازی موسیقی ایران می تواند لقب بگیرد. لطافت و ظرافت آوازی در اجراهای او به مراتب بیشتر از گذشتگان او به چشم می خورد. تحریرها بی محابا در ادامه بیان کلامی، شکل نمی گیرند و بیان شعری، شسته و رفته تر و منظم و با دقت بیشتر از قبل بر معنی، خود را نشان می دهد. هرچند قمر و ظلّی نیز این شاخصه ها را در مواجهه با قدمای خود به خوبی نشان می دهند، اما در هر صورت ته لهجه و یا حتی در آواز ظلی، کل لهجه آواز همان است که قبلاً اجرا می شده است، هرچند تمام نامبردگان بالا، توانایی ها و قدرت بلامنازع شان در آواز جای تردید ندارد و ایم مسأله با رجوع به آوازهای شان به طور کامل، محسوس است. 

        اما غلامحسین بنان، خواننده ای که نامش خیلی زود بر سر زبان ها افتاد و البته مرهون همکاری هنرمندان بزرگی چون روح الله خالقی با او بود، آوازخوانی بود که هنوز هم بعد از نیم قرن، آوازهایش در دل و جان شنونده اثر می کند و هنوز هم رنگ و بوی تازگی را با خود به همراه دارد. تنوع اجرای گوشه های ردیف با تحریرهایی که پیش از این شنونده یا نشنیده یا کمتر شنیده است و بیان نوی کلامی، از او یک چهره ویژه در عرصه آوازخوانی ساخت که بدیهی است حتی امروزه هم که دیدگاه های دیگری در مورد به روز شدن آوازخوانی وجود دارد، باز هم شکل آوازهای بنان طراوت و شادابی خود را دارد. شاید نواندیشی در کنه وجود یک هنرمند و همزمان با تکمیل معیارهای هنری و عرضه هنر او اتفاق می افتد و این گونه نیست که با جلسه و نشست و به زور چیزی را با عنوان نوگرایی بتوان در کالبد هنر دمید! اندیشه های نو در موسیقی برحسب تجربه، مهارت و احساس به وجود می آیند و بدیهی است در این راستا، هیچ چیزی به زور اتفاق نخواهد افتاد، آن گونه که در مورد آوازهای بنان صورت گرفت و البته بعد از او، شجریان آن را تکمیل کرد. بنان از قدرت صدای خاصی برخوردار نبود، پس می بایستی به گونه دیگری نشان می داد که توانا است و توانا خواهد ماند. شناخت مؤثر دامنه و وسعت صدا و مهره چینی ادوات تحریر و آواز او براین اساس، قدرت او به سمت و سوی دیگری کشاند. هنوز هم در این سال ها کم نیستند خوانندگانی که یک خط که می خوانند، به ضرب و زور و حتّی به حکم تخریب و آسیب حنجره که شده است، به حتم گوشه بعدی را در بالاترین نت و فراتر از آن چیزی که می توانند بخوانند، می خوانند و البته کدام گام بالا که جز گوشخراشی نتیجه دیگری به دنبال نخواهد داشت! سنجیده خواندن و شناخت قدرت واقعی صدا شاخص ترین ویژگی های مهم و نخستین بنان است که حتّی با غرور جوانی و در عین حال با راهنمایی های شایسته اساتید معاصر خود، به بیشتر از آن اصرار نورزید و توسعه مهارت های اجرایی را به کج و مأوج و نمایشی خواندن ترجیح داد! ترکیب مناسب کلام و تحریرهای ظریف و آگاهانه از همان دوران جوانی، به خوبی نشان می دهد که اندیشه موسیقایی بنان بر چه مسیری استوار بوده است. شاید پیش از او برحسب موقعیت و شرایط اجتماعی، تبادل انرژی بین تحریر و کلام و بیان تا زمان خود بنان خیلی عنصر واضحی نبوده باشد که این شرط مهم در آواز مرحوم بنان به خوبی دیده می شود. منظور از تبادل انرژی، چیزی جز گستردگی و پخش یکسان و متعادل کلام، تحریرها و لطافت حاصل از آن نیست. از جمله عوامل مهم دیگری که می توان از آن یاد کرد و بر فضای اوازی تازه ای که بنان ارایه می داد، مؤثر بوده است، نگاه متمایزتر او به مسأله ایجاد فضای تصویری در آواز است. مشخص است که این تمایز و تغییر از نگاه هدفمند او به معانی اشعار و توجه به مفهوم بودن کلام ادبی برای مخاطب به هر شکل صحیح ممکن برمی خیزد. از سوی دیگر و در تکمیل صحبت های قبل تر باید گفت که بنان، تحریرهای بی پایه و اساس در کارنامه هنری خود ندارد و گستره زمانی و مکانی مناسبی برای آن تعریف می کند. کشش های کلامی مبتنی بر نوع و حس غالب بر آن از جایگاه شایسته ای در آوازهای او برخوردارند. بنان لزومی نمی بیند که با تکیه صرف بر ردیف، گوشه ها را دقیقاً به ترتیب ردیف و با همان کش و قوس هایی که فقط برای آموزش خوب هستند، بخواند. هرچند در تعدادی از آوازهای گذشتگان هم این قضیه وجود دارد، اما وقتی به آوازهای بنان گوش می دهیم، این نکته به خوبی مشهود است که لزوم گونه گونی و تنوّع را به خوبی حس کرده است. این تنوّع چندان در آوازهای پیش از او مشهود نیست. خب، این مسأله در کنار ویژگی های دیگر گفته شده دقیقاً همان نکته ای است که رنگ لطافت، ظرافت، تغییر، تحوّل و تازگی به اجراهای بنان می دهد و او را در رأس خوانندگان زمان خود و پیش از خود قرار می دهد. زنجیره موزونی از فنّ و تنوّع، نام هنرمندی را بر سر زبان ها می اندازد که نامش غلامحسین بنان است و ارزش های هنری او با اجراهای شاخص و ماندگارش بیش از پیش مشخص می شود. در واقع او گونه ای از آواز را به مخاطب عرضه می دارد که پیش از این گوش آن مخاطب، نمونه مشابهش را نشنیده است و برایش تازگی دارد. تردیدی نیست که مرور آوازهای بنان از سوی آوازخوانان جوان، راهکارهای تازه ای در مسیر دگراندیشی آنان در زمینه خوانندگی و کیفی شدن کارشان به آنان نشان خواهد داد.




تاريخ : دوشنبه 1390/10/12 | 12:7 | نویسنده : ع. زارعی

وقت ایستادن نیست...

         وقتی نام بلندآوازه محمدرضا شجریان بر تارک اثری می نشیند، دیگر نوشتن از آن راحت و آسان نیست  و از سوی دیگر نگاه های زیادی را به سمت مطلب شما می کشاند! شکی نیست که آثار بسیاری از این هنرمند بزرگ را جز با صفت "شاهکار" نمی توان متصور بود، به خصوص آن دسته را که دهه نخستین بعد از انقلاب ساخته و خوانده و بارها و بارها در همه مطالب و مقالات از آن یاد شده است. از سوی دیگر بدون هیچ تردیدی نقش واضح و مشخص آوازهای شجریان بر آواز ایرانی، سمت و سوی خواندن ها را به جایی کشانده است که از تأثیرگذاری فوق العاده آواز او بر دیگران نشان دارد، به گونه ای که گویی هیچ علاقمند و دوستدار آوازی را مفرّی برای رهایی از روش خواندن او نیست!  

         در سال های اخیر که همنوایی جوانان زبده گروه شهناز با آوای استاد محمدرضا شجریان، ترکیب جدیدی را از سازهای ایرانی به مخاطب ارایه می دهد، از سوی دیگر با انتقاد گروه های سخت گیر و متعصب موسیقی نسبت به این همراهی انجامیده است. هرچند بسیاری از این نقدها توجیه چندان قابل قبولی هم نمی تواند به دنبال داشته باشد، امّا شاید آثار ساخته و پرداخته شده در همراهی این گروه با این خواننده برجسته، چندان قابل دفاع نباشند. ریتم و محتوای تکراری آثار و اجراها و تصانیفی که نمونه های آن بارها و بارها ساخته و شنیده شده است، آن هم درست در زمانی که حرکت، جوشش، خروش و پویایی در جوامع گوناگون حرف نخست را می زند، انتقاد نخستین هر فرد آشنا به هنر موسیقی است. آنهایی که آواها و آوازهای آسمانی استاد را در آثار ممتاز و نمونه موسیقی ایرانی شنیده اند، دیگر شنیدن چنین آثاری برایشان سخت و غیر قابل تحمّل است. البته هر هنرمندی در آثاری که ارایه می دهد، فراز و نشیب می تواند داشته باشد و این قضیه، شاید حق طبیعی و بدیهی او باشد، ولی خب یادمان نرود ما از شجریانی می گوییم که به راستی حافظ جاودانه موسیقی آوازی ایرانی است. 

         آلبوم "مرغ خوشخوان" استاد شجریان با گروه شهناز و سرپرستی مجید درخشانی که ماحصل کنسرت سال 87 آنها در تالار وزارت کشور است که بالاخره با هزار مصیبت مجوز نشر گرفت (!)، به هیچ وجه مشخصه های یک اثر با معیارهای روز آن هم با همراهی نام چنین هنرمندی را ندارد. ریتم بسیار کند و طاقت فرسای قطعات با کلام و بی کلام آن که از حوصله وفادارترین های موسیقی هم خارج است به اضافه ملودی های بسیار تکراری و خسته کننده، مرغ خوشخوان را به یکی از معمولی ترین آثار تبدیل کرده است. البته ریتم کند، دلیلی بر ضعیف بودن هیچ اثری نیست، چرا که تنها از یک تفکر کودکانه و سطح پایین چنین برمی آید که ریتم کند را ناشنیدنی جلوه می نماید. برای چنین کسانی همان موسیقی روحوضی و لوس آنجلسی کافی است. اما یادمان نرود که همانگونه که یادآور شدم، امروزه حتّی خیلی از فعالان و هنرمندان عرصه موسیقی هم حوصله شنیدن ریتم های بسیار کندتر از کند و تکراری و بارها شنیده شده و ملال آور را ندارند، چه رسد به این که بخواهیم چهار نفر دیگر را هم با آن جذب موسیقی ایرانی کنیم. باز هم می گویم بحث بنده در اینجا فقط ریتم کند نیست، بلکه محتوای کار هم نه چندان دلپذیر خود را عرضه می کند. هرچند شنیدن آوای دلنشین استاد در هر زمانی بر دل و جان شنونده اثر می کند، اما نمی توان ضعف این اثر را از نظر محتوایی نادیده گرفت. دنیای امروز مجال ایستادن به کسی نمی دهد و زندگی بر محور ثانیه ها می چرخد. بدیهی است موسیقی و موسیقیدان امروزی به یقین باید عنصر زمان و احساس و گوناگونی را با هم در نظر بگیرد تا در دل ها اثر نماید، وگرنه اساس کندی و تکرار مکرّرات در دنیای امروز پاسخگوی نیازهای علاقمندان به موسیقی نخواهد بود، چرا که از عمر چنین آثاری سال ها است که گذشته است. به خصوص که هجمه بی حد و حصر موسیقی های دم دستی و روزافزون، موسیقی اصیل و سنتی ما را که جز با تلاش های یکی دو نفر، چندان هم رو به جلو حرکت نمی کند، مدام به عقب می راند. توسعه متوازن اندیشه های ناب و تازه هنری و تقاضاهای اجتماعی، حرکت پر شتاب تر از گذشته، اما مطلوب و مناسبی را می طلبد که جز با آن، هرگز هنر ایرانی درجه های ترقی را به آسانی و صرفاً با تکیه بر نام ها طی نخواهد کرد. در هر صورت این نقد، تنها نقد یک اثر به صورت کلّی و برحسب نکات شنیداری و قطعات ساخته شده آن است، وگرنه کیست که از جایگاه والای استاد شجریان در موسیقی ایران بی خبر باشد و کیست که با نوای آسمانی او، حتی برای یک بار هم که شده، قطره اشکی نریخته باشد؟ 




  • سی سی اس
  • وی عشق